آخرین مطلب
کارهای فاطمه زهرا + چیزها و مطالبی که درباره بچه می خونم . ببینم کی می تونم فعلا که سرم خیلی شلوغه .
ولی حالا که اومدم یه خورده از شیطون بازیهای دخترم می نویسم . باباش می گه نگو شیطون ولی من دوست دارم آخه منظورم بدی نیست بازیگوشیه که مختص همه بچه هاس .!
تو راه رفتن مهارت بیشتری پیدا کرده . همه جا دنبالم میاد . گاهی تند برم که نتونه بهم برسه گریه میکنه که تند نرو .منم کار دارم نمی تونم وایسم بچم گیج میشه کجا بیاد می خوره زمین و گریه شدید تر .!
وسایل خونه رو که گوشه اتاق جمع کردم هم جامون تنگ تر شده هم فاطمه زهرا هی می ره و می خواد بهشون دست بزنه .
همه کلمات منو همون بار اول که می گم تکرار میکنه اما دوباره که بهش میگم نمیگه .
من به اینا می گم کلمات ناگهانی مثل: هَبیج(هویج) . چادُ(چادر).آهنگ دستت درد نکنه نامفهوم و...
بابا رو خیلی قشنگ می گه و باباش رو وقتی هم نیست صدا می کنه ، بچم دلش تنگ میشه . ولی مامان نمی گه چون من همیشه هستم .
آقا جونش باهاش تمرین کرده که بگه آقا جون اونم میگه آقّا
اسم هدی (دختر داییش) رو قشنگ میگه . عزیز رو هم آهنگشو میگه .
من تو خونه همه اهل خانواده و فامیلو صدا میکنم تا اسماشونو و نسبت هاشونو یاد بگیره .
مامان بزرگ . بابابزرگ .دایی اصغر . دایی اکبر . عمه مریم . عمو محسن و ...
اسم بچه هاشونم صدا میکنم بعد میگم کو ؟دستشو بالا میاره میگه نیست . میگم کجاست ؟ میگه دَدَ
دالی بازی و توپ بازی و بادکنک خیلی دوست داره . اسباب بازیاشم همه جای خونه ولوِ . صبح که از خواب پا میشه تا چشمش به یه اسباب بازی می افته ذوق میکنه و میره طرفش تا باهاش بازی کنه .
زیاد هم طول نمیکشه من که بلند میشم به کارام برسم با نق نق راه می افته دنبالم که چرا رفتی همین جا بشین من بازی کنم .!
میگم فاطمه زهرا توپت کو یا نی نی کو ؟برو بیارش بعد حواسم به کار پرت میشه یهو می بینم رفته همونی که گفتم آورده !
اینقدر از این کارا دارم بنویسم فعلا دیر وقته برم بخوابم حافظم زیاد کار نمی کنه
تا بعد ...





